خانه / مقالات / پیروزی ایران و انزوای عربستان در منطقه

پیروزی ایران و انزوای عربستان در منطقه

تحلیل پایگاه هافینگتن پست از قدرت ایران در خاورمیانه:

سعودی ها دیگر امیدی به چتر حمایتی واشنگتن ندارند

 

پایگاه تحلیلی «هافینگتن پست» در مقاله ای با عنوان«چهار محور تحول در خاورمیانه» به قلم «سانیل شاران»، به تحولات چند سال اخیر در خاور میانه پرداخت و نوشت:

حتی تا یکی دوسال پیش هم کسی نمی توانست پیش بینی کند که جهان عرب به رهبری عربستان سعودی، حماس متحد خود را به خاطر جانبداری از اسرائیل رها کند.
این تحول تنها یکی از تحولاتی است که اخیراً در منطقه خاورمیانه شاهد بوده ایم. جنگ عراق، حکومت این کشور را که حاکمیتی سنی داشت، در اختیار اکثریت شیعی آن قرار داد. این جنگ همچنین، پیوند نزدیکی میان عراق و ایران شیعی برقرار کرد. درواقع آمریکا ندانسته در عملی شدن یکی از اهداف انقلاب ایران سهم گرفت: صدور انقلاب شیعی ایران به یکی از کشورهای کلیدی عرب، یعنی عراق.
ایران که پیروز اصلی جنگ عراق به شمارمی آمد، برنامه هسته ای خود را باردیگر به جریان انداخت و اکنون تهران به خوبی می داند که غرب سرشکسته از جنگهای عراق و افغانستان، توانایی به راه انداختن جنگی دیگر را نخواهدداشت. از سوی دیگر پراکندگی تأسیسات هسته‌ای مستحکم و زیرزمینی ایران به گونه ای است که حملات هوایی برای از بین بردن آنها ناکارآمدند.


کشورهای متحد اسرائیل
در ادامه این مطلب آمده است: اگرچه برخی کشورهای عرب هیاهوی زیادی درباره نفرت خود از یهودیان به راه انداخته اند، اما این کشورها، همان کشورهایی هستند که با جانبداری از مواضع اسرائیل، این رژیم را برای حمله به ایران ترغیب می کنند.
در گذشته کشورهای عرب منطقه خلیج فارس به آرامی از حماس حمایت می کردند، اما آنها اکنون فعالانه اسرائیل را برای نابود کردن این گروه تحریک می‌کنند. روشن است که دلیل اقدامهای تحریک آمیز آنها، ایران است. هرچند حمایت ایران از حماس را نمی توان همپای حمایت این کشور از گروه‌های شیعی قرار داد، اما کشورهای عرب از حمایتهای ایران از حماس و وفاداری این گروه به تهران آگاهند. رها شدن حماس از سوی کشورهای کلیدی عرب و قرار گرفتن این گروه در چتر حمایتی ایران، به ایجاد شکاف در میان این کشورها منجر شده است.
هافینگتن پست ادامه می دهد: یکی دیگر از تحولات عمده در منطقه خاورمیانه این است که درحالی که عربستان سعودی پرچمدار صدور وهابیت به بخشهای مختلف جهان است، اما سعودی ها اکنون خود را با جنبش اسلامی بنیادگرای دیگری مواجه می‌بینند، اخوان المسلمین مصر. اخوان المسلمین تلاش کرد برتری خود را در مسایل جهان عرب اعاده کند و این البته خوشایند سعودی ها نبود. به همین دلیل سعودی ها به تأمین سرمایه برای ارتش مصر پرداختند تا اخوان المسلمین را از قدرت برکنار کنند.
از سویی دولت سعودی از حامیان گروه طالبان به شمار می آید. در واقع سعودی ها یکی از سه کشوری بودند که دولت طالبان را در افغانستان به رسمیت شناختند. آنها اکنون نیز مشتاق قدرت گیری مجدد طالبان در کابل هستند.

حمایت سعودیها از گروهک تبهکار
نویسنده در ادامه آورده است: حمایتهای عربستان سعودی همچنین به سربرآوردن یکی از تبهکارترین گروه‌های تروریستی منجرشد. دولت خلافت اسلامی! که رؤیای تبدیل حاکمیت عراق به حکومتی تندرو را در سر می پروراند، برای برکنار کردن حاکمیت شیعی در سوریه نیز تلاش می‌کند و این جنبشی محبوب برای سعودی ها به شمار می آید. بنابراین حتی درمورد جنبشهای سربرآورده از میان گروه‌های سنی نیز، سعودی ها تنها از گروه‌هایی حمایت می کنند که با آنها در یک صف قرار داشته و تهدیدی را متوجه آنها نسازند و از گروه‌هایی بیزاری می‌جویند که از میان بردن برتری سعودیها در جهان عرب را انتظار می برند.
تحول عمده دیگر طردشدن کامل بهار عربی و امیدی است که این انقلابها به برقراری دموکراسی توسط رهبران روی کار آمده توسط آنها ایجاد می کردند.
وقتی صحبت از بهار عربی به میان می آید، کشورهای عرب منطقه خلیج فارس خود را در موضعی همسو با مواضع اسرائیل می یابند. رژیم اسرائیل و کشورهای سلطنتی منطقه خلیج فارس، نه تنها آشوبهای بهار عربی را تهدیدی برای خود می دانند، بلکه این تحولات را آغازی برای دستیابی ایران به تفوق و برتری در منطقه ارزیابی می کنند. ظهور اخوان المسلمین زنگ خطر را در اسرائیل و حکومتهای سلطنتی حوزه خلیج فارس به صدا درآورد؛ لیبی به بی‌نظمی و اغتشاش کشیده شده و این دلیل دیگری برای نگرانی این کشورهاست.
انقلاب مردم بحرین از دید عربستان سعودی، حمله مستقیمی به حاکمیت سعودی تلقی می شود. کشورهایی با حاکمیت و حکمرانانی مستبد، دوست و قابل پیش بینی (صدام در عراق، قذافی در لیبی، مبارک در مصر و نظام سلطنتی در بحرین) قطعاً بر شورشها و انقلابهایی که در این کشورها رخ داده اند، رجحان دارند.
در ادامه این مطلب آمده است: و در نهایت اینکه، پس از گذشت نیم قرن، به نظر می رسد سعودی ها امید خود به قرار داشتن در چتر حمایتی ایالات متحده را از دست داده اند. آنها از اینکه آمریکا درمورد تأسیسات هسته ای ایران دست به اقدام نظامی نزد، وحشت زده هستند. درواقع آنها در این زمینه به اسرائیل امید بسته اند. تغییر موضع اوباما در زمینه اقدام نظامی در سوریه نیز سعودی ها را گیج و حیرت زده کرد. عربستان سعودی براین باور است که ایالات متحده خسته از جنگهای طولانی در عراق و افغانستان، از توانی برای حمایت از آنها در مقابل قدرت گرفتن ایران برخوردار نیست. آنها آنقدر از آمریکا ناامید شده اند که برای تأمین سلاح هسته ای به پاکستان روی آورده‌اند. کشف مناطق نفتی در ایالات متحده نیز بر مواضع سعودی ها بی تأثیر نبوده است. آمریکا مدت پنجاه  سال در ازای نفت عربستان سعودی امنیت این کشور را تأمین کرده است، اما اکنون که واشنگتن به نفت عربستان سعودی وابسته نیست، همچون گذشته نیازی به تضمین امنیت متحدان عرب خود نمی بیند.

اوباما و پادشاه عربستان

اوباما و پادشاه عربستان

خاورمیانه در اضطراب و بلاتکلیفی
هافینگتن پست در پایان آورده است: خاورمیانه در اضطراب و بلا تکلیفی به سر می برد. درحالی که ایران رهبری جهان شیعی را به عهده دارد، عربستان سعودی همچنان برای حفظ رهبری خود در جهان عرب مصمم است. آمریکای خسته دیگر تمایلی به حضوری فعال در تحولات منطقه ندارد و خونریزی ها و تحولات خودسرانه در جهان اسلام همچنان ادامه دارند. تحولات آنقدر سریع و پیچیده هستند که هیچکس نمی تواند به درستی پیش بینی کند که فردا چه اتفاقی خواهد افتاد.

منبع: قدس آنلاین(با کمی اصلاحات)

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

theme