خانه / مقالات / اسرائیل / چگونگی پیدایش اسرائیل در سرزمین فلسطین

چگونگی پیدایش اسرائیل در سرزمین فلسطین

فلسطين سرزمين مقدس اديان آسماني بوده که از ابتدا مورد توجه و درگیری بین يهوديان، مسلمانان و مسيحيان بوده است.
بخاطر فلسطين جنگهای مشهور صليبي بين مسيحيان و مسلمانان در سال 1095 ميلادی در گرفت و ساليان درازی پيروان اين دو دين آسماني بروی هم شمشير کشيدند. در همين سرزمين است که حضرت عيسي عليه السلام و بسیاری از پيامبران خدا بدنيا آمدند.
سرزمین فلسطین منطقه ای عربی است و به لحاظ جغرافیایی برای کشورهای عربی موقعیت بسیار مهمی دارد و در حقیقت پلی است که کشورهای عربی آسیا را به سرزمینهای عربی آفریقا متصل می سازد و راه ارتباط و اتصال جزیرة العرب به دریای مدیترانه است.

فلسطین قدیم

بزرگ ترین دولت استعمارگر یعنی انگلستان، در ابتدای قرن نوزده میلادی سعی کرد برای جلوگیری از نفوذ روزافزون آلمان کشورهای جهان را مقابل این کشور قرار دهد و برای رسیدن به این هدف بزرگ در برقرار نمودن ارتباط با کشورهایی مانند هلند، بلژیک، اسپانیا، پرتغال و ایتالیا کوشش فراوانی نمود تا اینکه بالاخره توانست در سال 1907 میلادی کنفرانسی از بزرگ ترین سیاستمداران این کشورها تشکیل دهد.
این کنفرانس بیش از یک هفته به طول انجامید و در پایان اعلامیّه ای به این مضمون صادر نمود:
«بزرگ ترین خطری که ممکن است متوجّه غرب شود بیرون رفتن سواحل دریای مدیترانه از دست انگلستان است این دریا حلقه ی اتّصال شرق و غرب است که در دست مسلمانان می باشد، مسلمانانی که ملّت واحدی هستند و دارای زمینهای وسیع و منابع سرشاری نیز می باشند، ممکن است این ملّت بزرگ به پا خواسته و خود را از قید اسارت آزاد سازد، به همین دلیل به کشورهای بزرگ توصیه می شود این ملّت واحد را متلاشی نموده و از اتّحاد و بیداری آنها جلوگیری نمایند که اوّلین مرحله ی آن جدا نمودن آفریقا از آسیا و از بین بردن هر گونه اتّحادی میان این دو قاره است».(1)
این نخستین عاملی بود که دولتهای استعمارگر را به فکر ایجاد یک دولت کاملاً متفاوت نسبت به سایر دولتها آن هم کنار دریای مدیترانه انداخت.
عامل دوم دین بود که ریشه های آن در حدود سه هزار سال پیش یعنی زمانی که یهود از فلسطین خارج شد وجود داشت.
سال 117 میلادی بود که «بارکوخیا» بنی اسرائیل را برای تاسیس دولتی در فلسطین جمع نمود که عاقبت به پیروزی نرسید و این آرزو را به گور برد.
پس از آن حرکتهای مسلحانه برای تأسیس دولتی در این منطقه انجام شد ولی هیچ یک به پیروزی نرسیدند، تا زمانی که در سال 1897 میلادی در شهر «بال» سوئیس کنفرانسی به ریاست «تئودور هرتزل» تشکیل شد تا بتوانند اوّلین گامها را برای ایجاد چنین دولتی بردارند.

تئودور هرتزل

هرتزل در کتابی به نام «دولت یهود» که در سال 1895 میلادی نوشت از یهود درخواست کرد که دولتی در فلسطین یا آرژانتین تأسیس کنند.(2)
این کتاب سر و صدای زیادی در جهان آن روز به پا کرد و باعث شد هرتزل متوجّه شود که این پیشنهاد موافقان زیادی دارد، به همین دلیل به ترکیه سفر کرد و از سلطان عبدالحمید درخواست نمود در مقابل دریافت یک مبلغ هنگفت به یهود اجازه ی ورود به فلسطین را بدهد (3) ولی به دلیل اینکه سلطان عبدالحمید پیشنهاد هرتزل را رد کرد، وی به انگلستان متوسّل شد و این کشور را راضی کرد که صحرای سینا را در اختیار آنها قرار دهد، در نتیجه چند مهندس یهودی با همکاری مهندسین انگلیسی برای بررسی اوضاع به صحرای سینا رهسپار مصر شدند ولی به دلیل شن زار بودن زمینهای این صحرا از آن صرف نظر نموده و برای استعمار فلسطین، نقشه های جدید طراحی کردند.
در همان زمان جنگ جهانی اوّل شروع شد (4) و نگرانی هایی جهان و به خصوص یهود را فرا گرفت.
این جنگ که اگرچه برای انگلستان بسیار وحشتناک به نظر می رسیداما برای یهودیان نوید بخش بود.

ارتش انگلستان در جنگ جهانی اول

انگلستان سعی داشت آمریکا را وارد جنگ کند تا بتواند جبهه ی خود را تقویت کند ولی به دلیل اینکه حساسیت آمریکا توسط یهود اداره می شد انگلستان برای رسیدن به هدف خود احتیاج به یهود پیدا کرد، یهود نیزکه برای چنین روزی دقیقه شماری می کرد فرصت را غنیمت شمرده، متعهّد شد در مقابل تشکیل دولتی برای یهود در فلسطین توسط انگلستان، آنها نیز به هر قیمتی آمریکا را داخل جنگ کنند.
جیمس مالکولم در خاطرات خود می نویسد:
«من در مورد وارد شدن آمریکا به جنگ جهانی اوّل، نقش مهمّی را ایفا کردم و با سفرهای مختلفی که به آمریکا، فرانسه و دیگر کشورهای اروپایی داشتم و مقاله های مفصّلی که در مجله ی تایمز لندن و روزنامه های آمریکا نشر نمودم، توانستم نظر رهبران این کشورها را به یهود جلب کنم. از سوی دیگر رابطه های بسیار دوستانه ای با رؤسای یهود در آمریکا و رهبران سیاسی این کشور برقرار کردم که سرانجام در بهار سال 1917 میلادی آمریکا را وارد جنگ نمودم.(5)

انگلستان با شرط اینکه حقوق مدنی سیاسی و دینی ملتهای غیر یهودی در فلسطین پایمال نشود با ایجاد سرزمینی برای یهود در فلسطین موافقت کرد
سال 1920 میلادی بود که دولت انگلستان اعلام کرد از این زمان به بعد حکومت نظامی فلسطین به حکومت مدنی تبدیل خواهد شد.
یهود که در انتظار چنین روزی بود فوراً عهدنامه ای را به امضای سران کنفرانس حلفا (متفقین) که در «سان ریمو» به تاریخ 25 نوامبر 1920 میلادی، منعقد شده بود رسانید که در آن چنین آمده بود: فلسطین را باید در موقعیّتی اداری – سیاسی قرار داد تا یهود برای تأسیس میهن ناسیونالیسم خود در آزادی کامل به سر برده، حکومت انتداب نیز به هجرت یهودیها به فلسطین کمک کند، در این رابطه توصیه می شود کابینه ای برای رسیدگی به امور مهاجرین یهودی تشکیل شود تا ناظر امور هجرت باشد و از سوی دیگر به مهاجرین مسکن و شغل مناسب بدهد و بتواند امتیازات شرکتها را در درجه ی اوّل به یهودیها بدهد تا آنها بتوانند در تأسیس چنین میهنی همه سعی و تلاش خود را به کار گیرند.
این عهدنامه در سال 1922میلادی به تصویب سازمان ملل متّحد که خود دست نشانده ی یهود بود رسید، (6) انگلستان نیز بی درنگ آقای «هربرت صموئیل» یهودی را به عنوان نماینده سامی انگلستان به فلسطین فرستاد.
صموئیل طی پنجاه سالی که در فلسطین بود دست به اقداماتی زد که برخی از این اقدامات عبارتند از:
1- سکونت دادن ششصد هزار یهودی مهاجر
2- دادن پستهای مهم به یهود
3- خریداری زمینهای عربها با توسل به زور و واگذار کردن آنها به یهود
4- منحصر نمودن امتیاز تجارت خارجی به یهود
5- ممنوع کردن حمل سلاح بر عربها
6- قرار دادن تسهیلات فراوانی جهت خریداری اسلحه برای یهود(7)
از همان نخستین روزهای شروع جنگ جهانی اوّل همه از اصل ماجرا باخبر شدند، به همین دلیل در تاریخ 14/ ژوئیه / 1915 میلادی شریف حسین نامه ای به رهبران انگلستان نوشت و از آنها درخواست نمود مرزهای کشورهای عربی را مشخص کنند که در این رابطه نامه هایی بین دو کشور ردّ و بدل شد، در نتیجه انگلستان به پادشاه عربستان اطمینان داد که فلسطین جزو کشورهای عربی باقی مانده، مرزهای آن نیز محفوظ خواهد بود.(8)
عبدالله التل می نویسد:
قوانین انگلستان در دوره ی انتداب به اندازه ای یهودیها را برای مهاجرت به فلسطین آزاد گذاشته بود که پیش از خروج از شهرهای خود در آلمان، لهستان و آمریکا به آنها گذرنامه فلسطینی داده می شد! در مقابل عربهایی که از شرق اردن و سوریه به فلسطین آمده و سالهای زیادی در آن سکونت داشتند اجنبی به حساب می آمدند!
از سوی دیگر انگلستان تمام نیروی خود را در راه حمایت از یهود در اختیار یهودیها قرار داده بود و برای سرکوب نمودن و جلوگیری از هرگونه شورشی از جانب عربها پایگاه نظامی قدرتمندی در شرق اردن تشکیل داد تا دولت اسرائیل بدون هیچ مزاحمتی تشکیل شود!(9)
در واقع انگلستان به تعهدات خود نسبت به اعراب پایبند نبود.
تا اینجا انگلستان نقش خود را به خوبی ایفا کرده بود ولی از این به بعد آمریکا وارد عمل شد، در نتیجه اسرائیل توسط آمریکا تاسیس شد و آمریکا این افتخار بزرگ را نصیب خود کرد.

توطئه ای یهودی انگلیسی

نویسنده ی معروف انگلیسی «دوجلاس رید» می نویسد:
جنگ جهانی دوم روزهای پایانی خود را پشت سر می گذاشت که ترومان رئیس جمهوری پیشین آمریکا درخواست نمود 100000 یهودی به فلسطین مهاجرت نمایند و فلسطین را بین یهود و مسلمانان تقسیم کنند، در صورتی که وی در سال 1947 میلادی در پارلمان آمریکا چنین سخن گفته بود:
«آمریکا هرگز راضی نیست سرنوشت ملّتی بدون رضایت آن ملّت تعیین شود».
با همه ی این مسائل «مارشال» وکیل وزارت امور خارجه سعی نمود ترومان را متوجّه خطرهای تقسیم شدن فلسطین نماید و او را از این کار منصرف سازد که سعی و تلاش وی بی نتیجه بود و پیش از آنکه نیروی نظامی انگلستان از فلسطین خارج شود (10) دولت آمریکا از تشکیل دولتی به نام «اسرائیل» خبر داد که این مطلب حتّی برای نماینده ی آمریکا در سازمان ملل متّحد نیز غیر منتظره و ناگهانی بود که عاقبت جنگ خونینی میان عربها و اسرائیل درگرفت و مارشال استعفا داد.
در این هنگام سازمان ملل متّحد جلسه ای تشکیل داد و برای اختلافات عربها و اسرائیل و پایان دادن به جنگ در آن منطقه «قطعنامه ی تقسیم» را صادر نمود. این قطعنامه صحرای «نقب» را در اختیار یهود و «جلیل» را به عربها اختصاص داد.
سازمان ملل، «کونت برنادوت» را برای اجرای صحیح این قطعنامه به فلسطین فرستاد ولی عربها واگذاری صحرای نقب را به یهود قبول نکردند، برنادوت نیز به یهود چنین پیشنهادی کرد:
اگر عربها صحرای نقب را به یهود نمی دهند، یهود باید جلیل را بگیرد و از نقب صرف نظر کند که یهودیها با شنیدن این پیشنهاد، برنادوت را بدون هیچ مقدّمه ای به قتل رساندند.
با وجود آنکه برنادوت نماینده ی سازمان ملل متّحد بود، قاتل وی آزاد شد، در مقابل نیویورک از رئیس گروه «اشترن»(11) استقبال شایانی به عمل آورد.
عجیب تر آنکه اگر یکی از شخصیّتهای آمریکایی با قرارداد تقسیم مخالفت می کرد، فوراً کشته یا از پست خود بر کنار می شد، به عنوان مثال«جیمس فرستال» وکیل وزارت جنگ که یکی از مخالفان قرارداد تقسیم بود ابتدا از پست خود بر کنار شد، سپس بر اثر فشارهای گوناگون یهود دست به خودکشی زد!(12)
این مطلب را باید به تاریخ اضافه نمود که: سران لشکرهای عربی در جنگ عربها با اسرائیل، خیانت کردند زیرا به جای اینکه زمینهای فلسطین را از یهود بگیرند زمینهای زیاد را هم به آنها دادند که در نتیجه جنگ به سود یهود به پایان رسید.

اشغال بیت المقدس و تولد رژیم صهیونیستی

اسرائیل پس از جنگ، 202 روستا را تغییر داد، بیش از 200 مسجد را خراب نمود و بیشتر قبرها را نبش نمود، حتّی سنگهای روی آنها را دزدیده و به یهود فروخت.(13)
ناگفته نماند پس از قیام اسرائیل، نخستین کشورهایی که این دولت را به رسمیّت شناختند آمریکا، انگلیس و سپس شوروی و هم پیمانهای آن بودند!
«علویه» نویسنده کتاب «فلسطین و الضمیر الانسانی» در کتاب خود می گوید:
«شوروی و آمریکا در هیچ موضوعی اتّفاق نکردند مگر به رسمیّت شناختن اسرائیل!»
در مجموع سه عنصر مهم در پیدایش اسرائیل موثر بود:
اول : نیرنگ آمریکا و انگلستان و شوروی
دوم : غفلت مسلمانان
سوم : تلاش یهود.

پی نوشت ها :
1- قضایانا فی الامم المتّحده: تألیف خبری حماد، صفحه 126.
2 و3- تاریخ الحرکة الصهیونیة، تألیف دکتر آلن تایلر.
4- 1914 میلادی.
5- دِراسَتان فی الفضیلة: لندن 1953 میلادی.
6- برای توضیح بیشتر به کتاب (When Prophets Speak): تألیف لیتمان روزنتال یهودی مراجعه شود.
7- خطر الیهودیة العالمیة علی الاسلام و المسیحیة، صفحه 242.
8- تفاصیل این نامه ها در کتاب فلسطین و الضمیر الانسانی، صفحه 101 درج شده است.
9- خطر الیهودیة العالمیة علی الاسلام و المسیحیة، صفحه 243.
10- در 14/ می/1948 میلادی.
11- قاتل برنادوت.
12- به کتاب فی جهة ما جنوب السویس، تألیف دوجلاس رید مراجعه شود.
13- اضطهاد العرب جامعة الدول العربیه: چاپ قاهره 1955 میلادی.

منبع: دنیا بازیچه یهود. آیت الله حسینی شیرازی

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

theme